محمد مهدى ملايرى

333

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

آن حضرت براى ما آورد كه در آن دستورى بود تا به رفع غائلهء اسود بپردازيم ، يا با جنگ يا با تدبير « 1 » ، و اين‌كه از هر كسى كه از او كارى ساخته است يا ايمانى در او سراغ داريم كمك بخواهيم . و ما هم‌چون آگاه شديم كه اسود نسبت به قيس بدگمان شده و قيس از او هراسناك است ، نخست قيس را دعوت به همكارى كرديم و او هم خدا خواسته پذيرفت ، و با ديگران هم براى جلب همكارى آنان به مكاتبه پرداختيم « 2 » و اسود هم كه از اين ماجرا بوئى برده بود بر همهء ما بدگمان شده بود . در اين ميان از عامر پسر شهر كه بر قبيلهء همدان فرمان مىراند ، نامه رسيد كه او و چند تن از سران قبايل به مقابلهء با اسود برخاسته‌اند و پيشنهاد كمك به ما كرده بودند . ما هم به آنها نامه كرديم كه در كار خود شتاب نكنند تا ما هم خود را آماده كنيم . عامر نخستين كسى بود كه در اين زمان به مخالفت با اسود برخاسته بود . « 3 » البتّه دفع غائلهء اسود با سيطره‌اى كه بر يمن حاصل كرده و قدرتى كه به دست آورده بود كارى دشوار و خطرناك بود . ولى ايرانيان و به‌خصوص دو سردار ايرانى فيروز و دادويه هم با كوششهائى كه با كمك آزاد زن شهر ، كه اسود پس از كشتن شوهرش او را به زنى تصاحب نموده و اكنون در خانهء او بود ، به عمل آوردند موفّق شدند تا شبى با زدن نقب به خوابگاه اسود او را از پاى درآورند و سحرگاهان با صداى تكبير ياران خود را كه در بيرون قصر بودند آگاه ساخته به يارى خود بطلبند ، و سر اسود را هم به ميان طرفداران او بيفكنند و با پايمردى ياران خود آنها را بپراكنند و خود را از دست پاسداران اسود رها سازند . و اهل صنعاء هم همين كه از ماجرا آگاه شدند بر سواران اسود تاختند و چون آنها گريختند شهر را به تصرّف درآوردند . در اين ماجرا قيس هم با فيروز و دادويه بود ، ولى چنان‌كه در تاريخ آمده او به كارى دست نزد و فيروز بود كه با اسود در

--> ( 1 ) - طبرى ، 1 / 1856 . ( 2 ) - طبرى ، 1 / 1857 . ( 3 ) - طبرى ، 1 / 1853 ، از ابن عبّاس روايت كند كه نخستين كسى كه در برابر اسود عنسى به مخالفت برخاست عامر پسر شهر در ناحيهء خودش همدان بود ، و سپس فيروز و دادويه نيز در ناحيهء خودشان به او پيوستند .